السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
311
تفسير الميزان ( فارسي )
احسان عزيز را برانگيزد . * ( « قالَ مَعاذَ اللَّه أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَه إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ » ) * . با اين جمله ، پيشنهاد برادران را رد كرد ، و گفت ما نمىتوانيم به غير از كسى كه متاعمان را نزد او يافتهايم بازداشت كنيم ، معناى آيه روشن است . * ( « فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه خَلَصُوا نَجِيًّا . . . » ) * . در مجمع البيان گفته : « ياس » به معناى قطع شدن طمع آدمى است از امرى كه بدان طمع داشته و به صورت : « يئس - ييأس » استعمال مىشود ، البته « آيس - يايس » نيز لغتى است ، و به همين جهت چون به باب استفعال مىرود ، هم « استياس » مىشود و هم « استايس » ، و نيز گفته است « يئس » و « استياس » به يك معنا است مانند « سخر » و « استسخر » ، « عجب » و « استعجب » . كلمه « نجى » به معناى كسى است كه در پنهانى و آهسته و درگوشى حرف بزند ، و اين كلمه هم وصف مفرد مىشود و هم وصف جمع ، هم چنان كه در آيه مورد بحث وصف برادران شده ، و در آيه « وَقَرَّبْناه نَجِيًّا » وصف براى يك نفر شده است ، و اين بدان جهت است كه اصل كلمه مصدر است كه صفت واقع مىشود ، و « مناجات » به معناى دو به دو در سر راز گفتن است ، و اصل اين ماده از « نجوة » است ، كه به معناى زمين بلند است ، گويا هر يك از نجوى كنندگان اسرار خود را به طرف ديگر بلند مىكند و از خفيه گاه بالا مىكشد ، و نجوى كلمه ايست كه هم به صورت اسم استعمال مىشود ، و هم به صورت مصدر ، اولى مانند : « وَإِذْ هُمْ نَجْوى » يعنى ناگهان به ايشان برخورد كه داشتند بيخ گوشى حرف مىزدند ، و دومى مانند : « إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ » ، و جمع نجى ، « أنجيه » است ، و كلمه « برح - براحا » به معناى دور شدن انسان از موضع خود مىباشد . « 1 » و ضمير « منه » در جمله * ( « فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه » ) * به يوسف و احتمالا به برادرش برمىگردد ، و معناى آيه اين است : * ( « فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا » ) * چون برادران يوسف مايوس شدند « منه » از يوسف كه دست از برادرشان برداشته آزادش كند ، حتى به اينكه يكى از ايشان را عوض او بازداشت نمايد « خلصوا » از ميان جماعت به كنارى خلوت رفتند ، « نجيا » و به نجوى و سخنان بيخ گوشى پرداختند ، كه چه كنيم آيا نزد پدر بازگرديم با اينكه ميثاقى خدايى از ما گرفته كه فرزندش را بسويش بازگردانيم و يا آنكه همين جا بمانيم ؟ خوب از ماندن ما چه فايده اى عايد مىشود ، چه كنيم ؟ .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 254 ، ط تهران .